
سوم شعبان سال ۴ هجری دومین سبط وریحانه ی رسول اكرم (ص) و سومین پیشوا و امام معصوم و پنجمین چهره ی درخشان آل عبا حضرت ابا عبدالله الحسین در خانه علی و فاطمه (س) متولد شد و جهان از ولادت آن حضرت روشن و منور گشت.
حضرت امام حسین(ع) در آغوش پیامبر بزرگ اسلام (ص) به مدت ۷ سال تربیت یافت و درباره امام حسین(ع) پیامبر مكرر فرموده است: خدایا من حسین را دوست می دارم پس دوست بدار كسی كه او را دوست می دارد و در جای دیگر مقام آن حضرت را به قدری بالا برده است كه می فرماید:
حسین منی و انا من حسین، حسین از من است و من از حسینم، و پیامبر امام حسین را احیاء كننده شریعت خود و نگه دارنده ی قرآن و مكتب خود می داند و این مقام را بدست نیاورد جزء با پاسداری خالصانه ی حضرتش از اسلام و قرآن و نثار خون پاك و مقدسش در احیای دین جدش رسول الله (ص)، درود خدا بر او و اهل بیتش باد.
امام حسین (ع) جلوه اوصاف پیامبران است وجود مبارك امام حسین (ع) كه در آیینه ی قرآن و در عرصه گاه وجود پیامبر اسلام و در صفحه ی روشن بصیرت و بینش خود همه پیامبران را با ارزش های وجودی آنان می دید سرا پا عاشق آنان شد و در دنیای باطنش همراه و همراز آنان گشت و از ارزشهای وجود آنان به شدت رنگ گرفت تا جایی كه وارث آنان شد.
هنگامی كه می گوییم حسین وارث پیامبران است به این معنا نیست كه آن حضرت از آن بزرگواران ارث مادی برده است بلكه به این معنا است كه آن جلوه گاه حقیقت همه ی ارزشهای الهی و معنوی آنان را به ارث برده است.
پربارترین و سنگین ترین ارثی كه از پیامبران برای پس از خودشان باقی ماند ارزش های الهی و انسانی و فرهنگ ثمر بخش و پاكشان بود كه هر انسانی با نشان دادن لیاقت و شایستگی و از طریق حسب و نسب معنوی می توانست از آن بزرگواران ارث ببرد و در میان همه سهم ارث بری امام
ادامه مطلب

عاشورا زمان نیست، ابدیت است؛ چرا كه در ابدیت روی داده است و در ابدیت جریان دارد.
و كربلا نیز ورای هر كرانه ای، قطعه ای در ابدیت است.
هر جا كه انسان است، كربلا نیز هست و هر جا كه زندگی هست، عاشورا حضور دارد؛ چه آن كه كربلا بستر زندگی و عاشورا صحنه رویارویی همیشگی انسان با شیطان است.
سنت یاد كرد حماسه عاشورا، همه ساله شور و ولوله ای خاص در كشورمان برپا می كند. امسال نیز همچون سال های گذشته، چند روز پیش از فرا رسیدن ماه محرم، تكاپوی محسوسی همه جا به چشم می خورد. تكاپویی كه یك بار دیگر این سؤال را مطرح می كند كه حقیقتاً این حسین(ع) كیست كه جان ها همه شیفته، بلكه دیوانه اوست؟
ابا عبدالله الحسین(ع) در یك نیمروز داغ بر ساحل تشنگی قد برافراشت و حماسه ای آفرید كه توفنده و دامن گستر در آوندهای تاریخ جریان دارد و امروز و هر روز چراغ راه انسان هاست.
عاشورا كامل ترین و مناسب ترین الگو برای تمامی عصرهاست. امام حسین(ع) خود نیز فرموده است: «انا لكم فی اسوه» من برای شما الگو و
ادامه مطلب
|
|
||||||||
|
ادامه مطلب
|
| از اهداف قیام امام حسین (ع ) احیای امر به معروف ونهی از منكر است كه متاسفانه در جامعه ما كـم رنـگ شده وچه بسا ارزش خودرا هم از دست داده وتبدیل به ضد ارزش شده است , چون اگر می بینیم كسی با فساد وبدعت وظلمی مبارزه می كند,اورا توبیخ هم می كنیم . |
ادامه مطلب

در کلام اندیشمند معاصر مرحوم علی صفایی حائری
ادامه مطلب
|
ادامه مطلب

ادامه مطلب
|
|
||||||||
|
برخی از پیش گویی های پیامبران و اولیا درباره حادثه کربلا
ادامه مطلب
|
|
||||||||
|
ادامه مطلب
|
کربلا تجلی گاه عشق الهی
ادامه مطلب
|
ادامه مطلب
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
ادامه مطلب

ادامه مطلب

"ذكر مصائب وارده بر امام حسین (ع ) موجب پیدایش آثاری از نظم و نثر فارسی شده است كه صرف نظر از مراثی عامیانه ، برخی از آن ها مانند تركیب بند محتشم كاشانی از لحاظ ادبی خالی از اهمیت نیست ... همچنین موضوع روضه خوانی ، یعنی ذكر وقایع حزن انگیز كربلا هم خالی از اهمیت نمی باشد، زیرا در این قسمت نیز موسیقی نفش مهمی داشته است ."
ادامه مطلب

صدای اذان بلند می شود. پیر عشق، به سجاده بی نیازی از خلق و نیازمندی حق می نشیند. یاران و اصحاب از لابه لای خیمه ها، خود را به امام می رسانند؛ نماز جماعت مثل هر شب اقامه می شود. هرکس به تعقیبی و دعائی، ذکری و وردی اشتغال داشته پس از انجام سنتی که سیره اش گردیده بود، هرکدام به طور جداگانه به خیمه ها باز می گردند؛
حدیث دوست را که جز به حضرت دوست نمی توان گفتن، بر یکدیگر روایت می کنند. گرم گفتن و شنیدن بودند که ناگهان صلای حضور زدند. بار عام امام چون غیرمنتظره بود، با نگاه از هم می پرسیدند، چه ضرورت فوری موجب چنین شرفیابی گردیده ولی در خود نمی گنجیدند زیرا معتقد بودند و می گفتند:
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
خیل محرمان همدل، که در حرم یار مانده بودند، یعنی دست غیب بر سینه ایشان برده بود، جمع آمدند، دیده بر جمال حضرت عشق باز کردند، از سر تا پا گوش بودند.
علی بن الحسین که در آن شب به فرموده امام باقر علیه السلام به درد دل مبتلا بودند، متوجه آمدن اصحاب و یاران شده، می فرمایند «با این که مریض بودم، خود را به جمع آنان نزدیک کردم تا گوش دارم، پدرم چه می فرماید. شنیدم با یاران خود چنین سخن آغاز کرد: «خدا را به نیکووجهی سپاسگزارم و در عافیت و گرفتاری او را ستایش می کنم. خدایا تو را سپاس می گذارم که ما را به پیامبری سرفراز کردی و قرآن را به ما آموختی و ما را در دین و احکام آن فقیه و دانا ساختی و برای ما گوش ها و دیده ها و دلها قرار دادی و ما را از آلودگی شرک برکنار داشتی؛ پس ما را شکرگزار نعمت هایت قرار بده» حوصله ها به دنبال اصل موضوع می دویدند.
بی تابانه ماجرایی را که موجب این گردهمایی شده بود، می جستند. می خواستند، اما بدون مقدمه ولو حمد و ثنای خدای تعالی، همان هایی را بیان دارند که به همان جهت سعادت شرفیابی نصیبشان شده است.
در چنین حال و هوایی شنیدند که فرمود: «راستی که من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود و خویشانی نکوکارتر و مهربانتر از خویشان خود نمی شناسم، خدا همه شما را جزای خیر دهد. گمان می کنم که روز نبرد ما با این سپاه رسید، من همه را اجازه رفتن دادم و آزاد گذاشتم، همگی بدون منع و مزاحمتی راه خود را در پیش گیرید و از این تاریکی شب استفاده کنید». علی بن الحسین نظاره می کرد، منتظر تصمیم حاضرین بود.
که عباس بن ابیطالب عموی عزیز و بزرگوارش فرمود: «نخواهیم رفت، چرا برویم؟ برای اینکه بعد از تو زنده بمانیم؟ خدا چنان روزی را پیش
ادامه مطلب









